صبورى / ناصح / ظهير

ديباچهء مصحح 54

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )

دومين عامل ناتوانى كيانيان در سيستان ، از ديد خانيكوف ، برآمدن سربنديان در سيستان بود . او چنين استدلال مىكند كه نادر شاه كه مىخواست در مدّتى كوتاه بر جمعيت سيستان بيفزايد ، از روش كوچ اجبارى استفاده كرد . به فرمان نادر شاه صدها خانوار از اقوام سربندى كه قبايلى چادرنشين در ايالت فارس [ در نزديكى شيراز ؟ ] بودند ، به سيستان كوچانده شدند « 1 » . رئيس آنان فردى به نام مير قنبر بود كه از او در شجرة الملوك نيز ذكرى رفته است . ميرقنبر به عنوان كلانتر « سه كوهه » در سيستان مستقر شد و پس از او قدرت وى در خانواده‌اش به ارث ماند . جانشينان ميرقنبر عبارت بودند از : پسرش مير كوچك ، سپس نوه‌اش محمّد رضا خان و فرزند شخص اخير به نام مير خان . از ميان فرزندان او « 2 » محمّد رضا خان پس از مرگ پدر جانشين وى شد . و پس از خود فرزندش لطفعلى خان را به جانشينى خويش برگزيد . اين اقدام سبب خشم عليخان برادر او گرديد . بنابراين ، على خان به تهران رفت تا حمايت حاج ميرزا آقاسى ، صدر اعظم ايران ، را به دست آورد . خانيكوف مىنويسد كه « حاج ميرزا آقاسى به دو توجّهى نكرد ، بنابراين ، عليخان به دربار حاكم قندهار ، كهندل خان ، رفت و به خدمت او در آمد و جلودار يا ميرآخور وى شد . عليخان وى را به تسخير سيستان برانگيخت و كهندل خان در پى تحريك او به سيستان حمله برد و قلعهء سه كوهه را گرفت و على خان برادرزاده خويش ، لطفعلى خان ، را كور كرد . با اين همه او پس از مرگ كهندل خان به انديشهء بهبود روابط خويش با دربار قاجار افتاد و به تهران رفت . ناصر الدّين شاه از او استقبال كرد و دختر عموى خود ، دختر شاهزاده بهرام ميرزا را به عقد او درآورد « 3 » و با وعدهء مساعدت براى تشكيل ارتشى منظّم او را مرخّص كرد . عليخان پس از بازگشت به سه كوهه با بى توجّهىهاى خود ، غرور زعماى قبيله‌اش را جريحه‌دار كرد و با سماجت از اين افراد

--> ( 1 ) . [ روايت خانيكوف دربارهء كوچاندن سربندىها از فارس به سيستان بىاساس است ، زيرا به گواهى احياء الملوك ، سربندىها از ساكنان سيستان در عهد صفويّه بوده‌اند . ج . م ] . ( 2 ) . وى پنج پسر داشت : محمّد رضا خان ، عليخان ، شاهنواز ، سردار و محمّد . ( 3 ) . [ روز جمعه ، بيست و سوم شوّال 1273 ق ، به وسيلهء ميرزا زمان امير ديوان ، خواهرزادهء آقا خان نورى . ج . م ]